تبليغاتX
غم و شادی

سلام

هنگام سپيده دم خروس سحري داني كه چرا همي كند نوحه گري ؟؟ يعني كه نمودند در آيينه صبح كز عمر شبي گذشت و تو بي خبري

زندگي سرتاسر يك معامله ست . معامله اي كه چه بخواهيم و نخواهيم ، به اجبار وارد آن شديم كه يك طرف آن ما و طرف ديگر زمانه و روزگار هست و چيزي كه در اين بين داد و ستد مي شود عمر ماست اما با چه ؟؟ اين ديگه بستگي به خودمون داره كه عمرمون رو در قبال چه چيزهايي مي خواهيم مبادله كنيم . سود و زيان اين معامله اول و آخر ، فقط براي ماست ، زيرا كه روزگار پابرجاست و پابرجا خواهد ماند و قابليت جايگزيني داره اما هيچ وقت براي عمر ما راه بازگشتي وجود ندارد و عمر رفته ديگه رفته و با مرور زمان كاسه عمر ما هم لبريز مي شود .

به ياد ديباچه گلستان سعدي افتادم كه اينگونه نقل مي كرد كه :                                                   يك شب تامل ايام گذشته مي كردم و بر عمر تلف كرده تاسف مي خوردم و سنگ سراچه دل را به الماس آب ديده مي سفتم و اين بيت ها مناسب حال خود مي گفتم :

هـــر دم از عــمــر مــي رود نفـسـي      چون نگه مي كنم نمانده بسي

اي  كه  پـنـجـاه  رفـت و در خــوابــي      مـــگـر ايـــن پـنـج روزه دريــابــي

خجل آن كس كه رفت و كار نساخت      كوس رحلت زدند و بار نساخت

خــواب نــوشــيــن بــامــداد رحــيــل       بــاز دارد پــيــاده را ز ســبــيــل

هر از گاهي آدم ها به گذشته شان يك نگاهي مي اندازند تا ببينند در اين چند صباحي كه زنده بودند و نفس مي كشيدند با عمرشان چه كردند ؟؟ چقدر دچار روزمرگي و يكنواختي شده بودند ؟؟ چقدر به قول و قرار ها و برنامه هايي كه به بهانه شروع سال نو ، شروع سال تحصيلي و مناسبت هاي ديگر با خودشان گذاشتند عمل كردند ؟؟ براي انجام دادن كارهايشان چقدر امروز و فردا كردند؟؟                        

حافظا تكيه بر ايام چـو سهوست و  خطا         من چرا عشرت امروز به فردا فكنم

چقدر خود را درگير غم و شادي ، سختي ها و راحتي ها ، يأس ها و اميد هاي زندگي كردند ؟؟

 وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم       كه در طريقت ما كافريست رنجيدن

براي آن چيزهايي كه در زندگي شان مي خواستند چقدر حاضر شدند با سختي ها و مشكلات و موانع موجود بر سراه مبارزه كنند ؟؟ چقدر در مقابل يأس ها و نا اميدي ها و رنج هاي دنيا دوام آوردند ؟؟

     حـافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج         فكر معقول بفرما گل بي خار كجاست

خلاصه در كل زندگي مي كنند فقط به اين دليل كه چون زنده هستند ؟ يا نه زنده هستند تا زندگي كنند؟

خوشا به سعادت آن هايي كه از اين خواب غفلت هر چه زودتر بيدار مي شوند ، حالا يكي ۲۰ سالگي ، يكي ۳۵ سالگي ، يكي ۵۰ سالگي بعضي ها هم كه كه خواب خوابند و بعضي هاي ديگه هم خودشون رو به خواب زدند .

دو سه ده سال كه از عمر گذشت

                         آيينه بانگ زند اي جوان پير شدي قله عمر گذشت

                                                                      با خبر باش كه از قله سرازير شدي

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 23:58  توسط کامران  |