|
|
|
|
|
ببين حمزه جان بايد بررسي شود كه چه كارهايي بايد انجام شود تا بتوانيم بگوييم فلان چيز حرفه اي شده است يا نه . استفاده كردن از پاره اي لغات و واژه هاي زيبا و قشنگ نمي تواند ماهيت و سرشت چيزي را آنگونه كه هست جور ديگري جلوه دهد . افرادي هستند كه پشت همين واژه ها خود را پنهان كرده اند و به بهانه آن كار هاي خود را پيش مي برند . همين فوتبالي را كه مثال زدي گزينه خوبي است بيشتر ما مي دانيم تا زماني كه زير ساخت هاي فوتبال ما درست نشود فوتبال ما حرفه اي نيست و نخواهد شد . وقتي بيشتر تيم ها زمين اختصاصي ندارند ، وضعيت چمن زمين ها به شكل مفتضحانه است و استاديوم درست و حسابي ندارم و هزاران مشكل ديگر ، جاي خنده بر همه باز است اگر بگوييم فوتبال ما حرفه اي است . يك مثال ديگر ميزنم يك ساختمان را فرض كنيد كه نما وطراحي داخلي خيلي زيبايي دارد اما فنداسيون و ستون هايش ضعيف هستند ما هرگز نمي توانيم بگوييم اين ساختمان براي زندگي كردن عاليست ، به دليل ظاهر فريبنده اش افرادي جذب آن مي شوند اما با يك لرزه اين ساختمان خراب ميشود . اين نوع زندگي كه نوشتي را من به هيچ وجه زندگي حرفه اي نمي دانم و كاربرد حرفه اي را براي اين نوع زندگي را اصلا قبول ندارم و يكي از موارد كاربرد اشتباه اين لغت همين جاست و خيلي هم خطرناك است زيرا اين حرفه اي كه تو استفاده كردي همان چيزي است كه بعضي افراد به زرنگي از آن ياد مي كنند . ممكن است با افرادي برخورد كرده باشيد كه كارهايي بس ناشايست و غلطي انجام ميدهند و آن را زرنگي مي دانند و متاسفانه گاهي اوقات خود ما ناخواسته به جاي آنكه آنها را توبيخ كنيم تشويقشان هم مي كنيم . اين جور افراد ممكن است به ظاهر زندگي خوب و موفقيت آميزي داشته باشند اما روزي فرا خواهد رسيد كه پاي آن ها بلغزد و از عرش كذايي خود به فرش حقيقي سقوط كنند . من زندگي را حرفه اي ميدانم كه در آن حيوانيت ، دشمني ، تزوير ، خيانت و هزاران پست بازي ديگر جاي خود را به انسانيت ، دوستي ، صداقت ، وفاداري و ... بسپارد ، كه متاسفانه در جامعه ما دارد برعكس ميشود . در اين نوع زندگي حرفه اي است كه عشق به معناي حقيقي خود نزديك ميشود و جايگاه بالاتري پيدا مي كند به قول يكي از اساتيد عشق صحيح آنست كه پشتش عقل باشد و از فيلتر عقل عبور كرده باشد . ما نبايد تحت تاثير كار هاي اشتباه ديگران قرار بگيريم و آن ها را الگوي خود قرار دهيم ما به خصوص در جامعه ما كه بر تعداد اين جور افراد افزوده ميشود ما بايد به اندازه توانايي كه خدا به ما داده جلوي اين افراد را بگيريم . يا حق |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 0:43 توسط کامران
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من دوباره برگشتم البته شايد تو دل خودتون بگيد اين بچه پرو با چه رويي برگشته يا شايدم نگيد اما مهم اين هستش كه با يه ايده متفات تر از ۲ ايده قبلي مي خواهم ادامه بدم و اميدوارم موفق شم دفعه اول كه وبلاگ زدم شروع كردم به copy و paste کردن که بعدها خوشم نيومد و بيخيل قضيه شدم اما دفعه دوم كه وبلاگ زدم اگر يادتون باشه اسمش غم غريبه بود و مي خواستم از غم و غصه و بدبختي ها بنويسم كه بازم خيلي افراطي بود و واسه خودم بد مي شد چون كه تلقين ميشد به خودم كه آدم دپرسي هستم و ديگران هم همچين فكري مي كردند در حالي كه اين طور نبود و تصميم گرفتم بيخيل اين وبلاگ بشم و حذفش كنم اما اين بار سعي ميكنم از تجربه هاي پيشين عبرت بگيرم و اين وبلاگ به وضعيت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 14:43 توسط کامران
|
|
||